پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
داستان کوتاه طنز (3لاک پشت)
نوشته شده در یکشنبه 22 تیر 1393
بازدید : 452
نویسنده : khandehdooni

 

 

قصه ی طنز اما پر مفهوم لاک پشت ها!

يه روز 2 تا لاک پشت ميرن سفر و با خودشون چند تا نوشابه هم ورمي دارن تا وقتي رسيدن بخورن.

یه سال طول مي کشه تا برسن....

بقیه ی داستان در ادامه ی مطلب


يه روز 2 تا لاک پشت ميرن سفر و با خودشون چند تا نوشابه هم ورمي دارن تا وقتي رسيدن بخورن.

یه سال طول مي کشه تا برسن. وقتي ميرسن يادشون ميفته که با خودشون استکان نبردن. يکيشون داوطلب ميشه که بره استکانا رو بياره ولي ميگه بايد قول بدين که تنهايي نخورين ها. دوستاشم قول ميدن که نخورن.

يه  سالي مي گذره دوستاش ميگن بابا اين نيومد بيا نوشابه ها رو بخوريم. تا درنوشابه رو باز مي کنن يهو لاک پشته از لاي سنگها مياد بيرون ميگه نامردا! نگفتم اگه برم مي خورين؟!؟؟؟؟؟؟؟؟




مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
میترا در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
بقران من سکته روزدم
پاسخ:ابجی واقعی هست ها


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا