یادش بخیر بچه بودم ی نارنگی گذاشتم توی کیفم ببرم مدرسه بخورم
، زنگ تفریح کیفمو باز کردم دیدم نارنگیه له شده جذب شده تو کتاب فارسیم.
تا آخر سال هروقت هوس نارنگی میکردم
یکی از برگه های کتابمو میخوردم
..
..
..
بقیه تو ادامه مطلب
ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺍﺯ ﻋﺮﻭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺁﯾﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻋﺮﻭﺳﯽ ، ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮداشتی ؟
ﻋﺮﻭﺱ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩ … ﺩﺍﻣﺎﺩ داد ﺯﺩ ﮔﻔﺖ : ﺍﺯ اﯾﻦ ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﭼﯽ ﺑﻔﻬﻤﻢ ؟
ﻋﺮﻭﺱ ﮔﻔﺖ : پدﺳﮓ داد نزن دارم میشمرم
..
..
..
کامپیوترم به درجه ای از کُندی رسیده که وقتی روی مای کامپیوتر دابل کلیک میکنم
بعد ۵ دقیقه پیغام میده : داداش کجا رُ کلیک کرده بودی؟به جون یکی از رفیقام راس میگم ...دوروغم چیه والا.....
..
..
..
آقا دیروز به مخاطب خاصم اس دادم! من : شلام عزیزززم شطولی عشلم خوفی ی ی ی ؟؟
مخاطب خاص : شلام خوفم شوکولم من : دالی چیتال میتال میتونی !؟
مخاطب خاص : من باباشم عشلت لفته فلافل بگیله گوشیشو جا گذاشته
هیچی دیگه از ریشه بدبخت شدم :)))))))
..
..
..
یه بار هم رفتم دست کشیدم رو آفتابه ازش یه غول اومد بیرون
بهم گفت آرزو کن !
گفتم یه خونه میخوام …
گفت خب من اگه خونه داشتم تو آفتابه میخوابیدم !؟
خعلی این حرفش روم تاثیر گذاشت باور کن...
..
..
..
اگه یه روز بهت گفتن بین زن گرفتن و سرطان گرفتن یکی رو انتخاب کن،
اصلا از اِسمش نترس! با شیمی درمانی درست میشه...
..
..
..
تموش شد